ابو طالب حسينى تربتى
338
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و روزها با ارباب تجربه و هوشمندان شطرنج ملك كيري ميباختم و شبها كه در خوابكاه تكيه ميزدم در تمشيت امور مملكت تفكر ميكردم و صورت انجام آن را به خود تصوير مينمودم و طريق ملك كيري را خود به خود انديش ميكردم كه از كدام راه درآيم و كدام طرف بدر آيم و در معاملات سپاه فكر ميكردم كه كدام يكي را تربيت نمايم و چه كسرا كار فرمايم تا غلط نكنم و پيش بيني در هر كار مينمودم و هركس از اعيان سپاه كه به من دوستي كردند بايشان احسان نمودم و هر كس به من دشمني كرد بوي مدارا كردم و كساني كه به آنها نيكي كردم و آنها به من بدي كردند ايشانرا حرامزاده دانستم كه قول رسول رب العالمين است كه ولد الزنا از دنيا بيرون نرود تا بمحسن خود بدي نكند پير من به من نوشت كه ترا است كه به حكم خدا و رسول خدا عمل نمايء و آل